آخرین اخبار : 

تحلیل رسانه

آتشِ عشق بر ابراهیم در بی‌بی‌سی«گلستان» می‌شود!

 منصوره ناصرچیان / برنامه‌ی پرگارِ بی‌بی‌سی فارسی که در سال ۱۳۸۹ آغاز به کارکرده، سردبیر و مجری آن داریوش کریمی؛ به گفته‌ی برخی منابع، همسر رزیتا لطفی؛ رییس بخش فارسی بی‌بی‌سی می‌باشد. این برنامه روز شنبه ۱۱ فوریه ۲۰۱۷ مصاحبه‌ای با ابراهیم گلستان راجع به اسطوره‌ی شعر؛ فروغ‌الزمان فرخزاد معروف به فروغ داشت. مصاحبه‌ای تحریکی و هیجانی از دریچه‌ی زن ستیزی آنهم ...

«دایی جان ناپلئون» و توهمِ توطئه‌ی انگلیسی

منصوره ناصرچیان / فرصتی دست داد تا مجموعه تلویزیونیِ «دایی جان ناپلئون» را برای اولین بار نه بر روی تلویزیون ِآنالوگِ «شاوب لورِ نسِ» مبله‌ی زمانِ شاه در خانه‌ی پدری که از طریقِ تلفنِ هوشمندِ دیجیتالی با ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر فاصله تقریبی از خانه‌ی پدری در یوتیوب تماشا کنم. طنزِ تلخ و نافذِ آن را به عنوانِ روزنامه نگاری که ژانرهایِ مختلف از ...

وضعيت مطبوعات در حكومت ولايت فقيه ايران

احسان فتاحی / بدون ابزارهای قدرتمند مطبوعاتی و رسانه‌ای که به نوعی کنترل کننده‌ی فعالیت‌های جامعه هستند، یک کشور نمی‌تواند به حیات سالم خود ادامه دهد. پس از روی کار آمدن حکومت‌های خودکامه و ایدئولوژیست که چنگال قدرت‌شان را در تنه‌ی تمام قوانین فرو می‌برند و از ایدئولوژی به عنوان ابزار و از مردم به عنوان برده برای بقای سیاسی خود ...

«باشو غریبه کوچک» سینمایی متفاوت از کارگردانی متعهد!

منصوره ناصرچیان / فیلم با صحنه انفجار شروع می‌شود، باشو، پسری ۱۰-۱۱ ساله که در بمباران‌های جنوب خانواده‌ی خود را از دست می‌دهد. او سوار بر کامیونی شده و وقتی بیدار می شود خود را در یکی از روستاهای شمال ایران می‌یابد. باشو در مزرعه با مادر دو فرزند؛ نایی‌جان (سوسن تسلیمی این نقش را بازی می‌کند.) روبرو می‌شود و مادر ...

«گوزن‌ها» شعله‌ی تهیجِ انقلاب را تا سینما رِکس بُرد!

منصوره ناصرچیان / فیلم با آهنگِ «گنجشکَکِ اَشی مَشی» با تصویر سیم خاردار و اسم بازیگران و گروه فیلم‌سازی شروع می‌شود. منظره‌ی هواییِ خیابانی تقریبا پُر ترافیک ما را به ابتدای فیلم می بَرَد. قدرت (فرامرز قریبیان)، مرد جوانی با کیفِ حاملِ پولِ دزدی و دستی روی کلیه زخمیش بدنبال همشاگردیِ قدیمِ مدرسه؛ سید رسول (بهروز وثوقی) می باشد و سراغش ...

«قیصر» ابتذالی خشونت‌آمیز از فرهنگِ شیعی-سنتی

منصوره ناصرچیان / قیصر با مضمونِ قصاص(چشم در برابر چشم، جان در برابر جان)، فیلم با عکسِ تتوهای شاهنامه‌ای و با موسیقیِ زورخانه‌ای - حماسه‌ای شروع می‌شود. با آژیر آمبولانس به سمت بیمارستان کشیده می‌شویم، روی برانکارد خانم جوانی‌ست، مادر و دایی‌اش از قسمت جلوی آمبولانس پیاده می‌شوند و به دنبال برانکارد وارد بیمارستان می‌شوند. مادر می‌گوید: حالا جواب برادرهایش را ...