آخرین اخبار : 

گذار از جمهوری اسلامی در گروِ ایجادِ یک «مرکزِ راهبردی»

تحلیل روز /

یکی از ضعف‌های فرهنگیِ مزمن که بسترِ اصلیِ معضلاتِ مخالفانِ جمهوری اسلامی است، عدمِ وجودِ تفکرِ دموکراتیک و تواناییِ کارِ گروهی در میانِ آنان بوده است. در اثرِ ابتلا به این بیماری، مخالفانِ رژیم هرگز نتوانسته‌اند به انسجامِ لازم برای رسیدن به اهدافِ موردِ نظرِ خود دست یابند؛ به طوری که گسست‌ها و انشقاق‌های فراوان به وجود آمده، که ماحصلِ آن بعد از سی و هشت سال از استقرارِ حکومتِ اسلامگرا در ایران این بوده که حتی اگر تلاشی صورت گرفته، کیفیتِ چندانی نداشته است. و در این میان نظامِ استبدادیِ حاکم بر ایران تنها ذی‌نفعِ اختلافاتِ مخالفانش بوده است.

از آن طرف، رژیمِ جمهوری اسلامی هم بی‌کار ننشسته، و به انحاء مختلف از سدِ شکننده‌ی مخالفان عبور کرده و برای ضربه زدن به آپوزیسیونِ نیمه‌جان از هیچ شناعتی فروگذار نکرده است؛ به طوری که اینک قصه‌ی پُرغصه‌ی مخالفان به جایی رسیده که علاوه بر اینکه کسی فریادهای حقه‌ی آنها را نمی‌شنود، تفکرشان نیز به عنوانِ راهبردی «رادیکال» معرفی شود تا اصلاح‌طلبانِ حکومتی که در خارج از کشور رحلِ اقامت افکنده و با سرمایه‌ی رژیم برای رژیم تبلیغ می‌کنند، میدان‌دارِ مخالفتِ ظاهری با جمهوری اسلامی شده و مردمِ ایران و جهان را به بیراهه بکشانند.

خارج شدن از این انفعال و پراکندگی نیاز به طرح و برنامه‌ دارد. باید پا در راه گذاشت و آنچه سالیانِ سال صورت نگرفته را انجام داد: باید نوکِ پیکان را به سوی استبدادِ اسلامگرایانه‌ی حاکم بر ایران نشانه گرفت. برای دست یافتن به این مهم، آپوزیسیون نیازمندِ ایجادِ یک «مرکزِ راهبردی» است که با خارج شدن از دایره‌ی بسته‌ی تفکراتِ سنتی، دو مولفه‌ی مهمِ «سیاست» و «اقتصاد» در چارچوبِ «فرهنگِ دموکراتیک» را مدِ نظر قرار داده در تحلیل و تامینِ آنها بکوشد. تنها در این‌صورت است که آپوزیسیونِ جمهوری اسلامی جایگاهِ واقعیِ خود را در جامعه‌ی جهانی خواهد یافت.

تاسیسِ این مرکزِ راهبردی با مولفه‌های ملی-میهنی و در عینِ حال خواهانِ صلح با همسایگان و باقیِ جهان باعث خواهد شد تا آپوزیسیونِ جمهوری اسلامی قوام آمده و شخصیت پیدا کند. از زمانِ انقلابِ مشروطه، بیش از یکصد سال است که ایرانیان به دنبالِ استقرارِ دموکراسی و برقراریِ رابطه‌ی مثبت و سازنده با جهانِ آزاد بوده‌اند. مرکزی که بتواند این خواست‌ها را به زبانی ساده و جهانی تعریف و سازماندهی کند خواهد توانست توجهِ جهانیان را به اراده‌ی ایرانیان برای استقرارِ میثاقِ جهانیِ حقوقِ بشر، دموکراسی، سکولاریسم و پارلمانتاریسم در چارچوبِ تمامیتِ ارضیِ ایران ایران جلب کند. تنها در آن صورت خواهد بود که آپوزیسیون پتانسیلِ لازم برای تبدیل شدن به «آلترناتیو»ی جهتِ جایگزینیِ استبدادِ مذهبیِ حاکم بر ایران را به دست خواهد آورد.

رضا پرچی‌زاده

اسفندیار خلف

پری عسگری

زمان فیلی

۲۵ آبانِ یکهزار و سیصد و نود و پنجِ خورشیدی

Comments

comments

  1. كشكساب گفت:

    با درود بر همه ايرانيان . درپى اعلام انصراف امضاكنندگان محترم اين مطلب در همين وب سايت ، به صراحت عرض گرديد كه باور بر اين است كه قطعا اين لمس كردگان مستقيم جنايت و شناعت حكومت بشدت اسلامى ، با حضورشان در ايران عزيز ، قطعا پس از كناره گيرى از همكارى با اقاى لاجوردى ، منفعل نخواهند ماند و بنيادى را بنا خواهند نمود . امروز شاهديم كه عزم اقدام دارند و اشكارو شفاف ،،بيان داشته اند . بنده به يك نكته كه در اين نوشته نيز به ان اشاره گرديده ، تاكيد مينمايم و ان ( ملى ميهنى ) است . باور بنده با تجربه ، براين است كه ، عدم شناخت و يا نداشتن احساس من ايرانى به اهم مهمات ، ميهن ، و ميهن دوستى ، علت العلل همه مشكلات ايران است . از ادعاى خمينى دروغگو كه خواهرو مادرم را بخاطر رفتن به مدرسه ويا گرفتن حق رأى ، فاحشه خواند ، و مقابله اى با او نكردم ، تنها شانزده سال پس از اين تهمت بي شرافتانه ، بهمراه خواهرو مادرم ، به استقبال ان ضد ايرانى رفتم و تمام امور دنيا و اخرى خود را به او سپردم و هرچه كردو كردند من فقط يا مطيع يا منفعل يا مرعوب بوده ام . و اين در حاليست كه اگر ترازوى ميهن و منافع ميهن را داشتم ، با آن ترازو ، او و هر كس ديگر را ميسنجيدم و رد يا تائيد ميكردم . در خاتمه تا ميهن و ميهندوستى را به من نفهمانيد ، تلاشتان بسيار زيبا ، گرامى ، قابل تقدير و واجب الحمايه است . اما ، لزوما پيشرفتش بزمان نخواهد بود . بايد واقع گرا بود . بلاترديد تبليغات و رسانه ها و فعاليتهاى عليه حكومت ضدايرانى فعلى با اغاز بكار دولت جديد در واشنگتن ، برعكس هشت سال گذشته ، پررنگ تر خواهد شد . و بسيار از عوامل مزدور كه فقط براى منافع شخصى تمام نامردمى بر مردم ايران خصوصا زنان ميهنمان را انكارو پنهان نموده و سوار بر موج سياسيت مماشات ، از كاخ سفيد گرفته تا رسانه هاى دولتى و خصوصى امريكا جا خوش كرده و اب دهان بر روى زجر كشيدگان ميپاشيدند ، مجبور به تخليه خواهند شد . باتوجه به اين ، به موضوع زمان اشاره نمودم كه بايد از اين فرصت عاجلا بهره بردارى نمود و اتلاف وقت ، جبران ناپذير خواهد شد . همزمان با اقدام به تشكيل يك هسته ، تلاش براى نفوذ در مكانها و موقعيتهايى كه توسط عوامل حكومت ضدايرانى اشغال شده بود بسيار مهم است . پاينده ايران ، سربلند ايرانى

  2. امیرابراهیمی گفت:

    تاسیس یک مرکز «راهبردی» بسیار لازم و مورد نیاز این اپوزیسیون است اماآقای فیلی گرامی درابتدای مطلبتان چنین نوشته اید, “یکی از ضعف‌های فرهنگیِ مزمن که بسترِاصلیِ معضلاتِ مخالفانِ جمهوری اسلامی است، عدمِ وجودِ تفکرِ دموکراتیک و تواناییِ کارِ گروهی در میانِ آنان بوده است.” حال پرسشی پیش میآید که چگونه میخواهید باتوجه به آن معضل اجتماعی سیاسی که نامبرده اید باهمان مردم! یکباره حرکتی راپیشنهادوآغاز نمایید که دچار چنان مشکلاتی است؟یعنی,داشتن باوردموکراتیک وتواناییهای کارگروهی و تیمی که دراین افراد پیدا نمیشود! لذا بامطلب نوشته شده درابتدا, آیا شما بنوعی گفته خودرا تکذیب نمیکنید؟واگرچنین نیست چگونه میخواهید تشکلی آنچنانی بوجودآوریدودرنهایت آیااین «فکر» درتقابل باحرکت دوستان پیشین خودتان در کانادا نیست؟ ارادتمند امیرابراهیمی

    • تحلیل روز گفت:

      آقای امیر ابراهیمی گرامی
      ابتدا به عرض شما برسانم که آنچه باعث کناره گیری اینجانب از آن گروه شد وتو شدن رای اکثریت دوستان در مقابل یک رای در مساله‌ی استقرار پرچم در سالن بود که اکثریت توافق داشتند و یک رای منفی شخصی که خود را صاحب مجموعه اعلام داشتند حق دیگران را آشکارا خوردند. و مساله‌ی دوم اینکه بنده قصد تقابلی با هیچ کسی نداشته و ندارم و خود را به عنوان عضوی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی دانسته نه شخص یا اشخاصی، دو – سه ماهی بی هیچ دریغی انجا م کار شد و طراح فکری بودیم و دریافتیم که مورد سواستفاده خودمحوری و زورگویی قرار گرفته و تصمیم بر کناره گیری شد به انضمام اینکه آدم های باشرف و مخلص هم کم نیستند در میان این رفتارهای ضد دموکراتیک.
      با احترام – زمان فیلی

  3. امیرابراهیمی گفت:

    آقای فیلی گرامی, شمامطابق روش فعلی بسیاری از «مبارزان», پاسخی به اصل پرسش نمیدهیدوبقول معروف ازآخرمطلب شروع کرده و درهمان نقطه نیز متوقف شده اید!ضمن اینکه از آدم های باشرف و مخلص نام برده اید که کاملآ درست است اما کامنت پیشین شما چنین مسئله حقیقی را در خواننده ایجاد نمیکند!لذا لطف کنید کامنت فوق را بار دیگر بخوانید واگر صلاح دیدید! پاسخی در خور پرسش من ارائه فرمایید. امیرابراهیمی

    • تحلیل روز گفت:

      جناب امیر ابراهیمی
      کلام کاملا واضح و مشخص است و چیز گنگی در مطلب مذکور وجود ندارد. رفتار دموکراتیک یک فرهنگ است و قابل نهادینه شدن، اوضاع پیشین تا کنون حاکی از امری‌ست که یقیننا برای شما نیز مشهود است و قطعا بستر مشکلات و عدم موفقیت چیزی به نام اپوزیسیون بوده و این تنها نظر بنده می‌باشد با توجه به آنچه که دیده می‌شود. دو راه وجود دارد یا باید از ورطه بیرون رفت و مانند بسیارانی به زندگی شخصی پرداخت یا باید همت گمارد و برای رسیدن به هدف از سد شفاف‌بازان و متقلبان گذشت، مسلما هنگامیکه افرادی مخلص و منطقی پا در این عرصه بگذارند جایی برای رفتار غیر دموکراتیک و زورگویی نخواهد ماند. امیدوارم جواب سوال شما را داده باشم. با مهر – فیلی

  4. با درود!
    بدون تبیین حروف الفبا و تدوین زبانی مشترک و غیرقابل سوء تفاهم که مبتنی بر منافع مشترک ملی باشد، سخن از هر گونه اتحاد ملی برای استقرار اراده ملی و احیاء حق تابعیت عقیم ناممکن است.
    این زبان مشترک باید بر منافع مشترکِ برابر و همزیستی مسالمت آمیز استوار باشد، تا تمام ملت بتوانند با این زبان به تفاهم برسند. مسلما چنین زبانی نباید بر نفی و فحاشی به تمام شهروندانی که به حریم دیگری تجاوز نمیکنند استوار باشد، چه عقاید و باورهای آنان مطاطبق به آراء دیگری باشد چه نباشد! مهم همزیستی مسالمت آمیز بدون تعرض به دیگری و بر اساس بهره مندی از منافع مشترک و مشارکت در مدیریت منابع ملی است.
    با چنین رویکردی است که میتوان در وهله ی دوم به رهیافت و راهکاری عملیاتی که بدون خونریزی مقدور و قابل دسترس و نیز قابل تداوم باشد و نیز وحدت ملی را در دراز مدت تضمین کند نگریست.
    شخصا در این زمینه طرحی دارم که بدوا نیازمند پذیرش این زبان مشترک است و رعایت آن بر اساس احترام به تمام شهروندان بدون حب و بغض و کین ورزی و تحریک تفرقه آمیز با واژه هایی چندمنظوره و سوء تفاهم برانگیزی است که نمیتواند منشاء فحاشی و کین ورزی باشد و باید بدون حب و بغض و با خودداری در این ادبیات ملی نادیده انگاشته شود… وگرنه 37 سال سهل است تا 3700 سال دیگر درب بر همین پاشنه خواهد چرخید و تاریخ پس از مشروطه به بازتولید نظام ارباب و رعیتی در جلوه های نوین خود ادامه خواهد داد.
    سپاس از شما.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *