آخرین اخبار : 

«موسیقی چشمان تو» (طرح انیمیشن)

امیر معقولی /

صحنه تاریک است. صدای وزش باد می‌آید. با روشن شدن آرام آرام صحنه ساحلِ شن‌ماسه‌ای یک دریا را می‌بینیم. با وزش باد بر سطح ماسه‌ها رد پاهایی نمایان می‌شوند. با دنبال کردن رد پاها آن‌ها را در سطح آب نیز به چشم خواهیم دید. این رد پاهای روی آب تصویر لرزانی دارند. ناگهان ابرهای سیاه بر آسمان پدیدار می‌شوند. تصویر به آرامی تاریک می‌شود، اما این رد پاها هر دم درخشان‌تر می‌شوند.

آسمان می‌غرد. ناگهان و در یک لحظه چشمی را می‌بینیم که رعدها تصویر آن را می‌سازند. رد پاها حرکت می‌کنند. با هر قدمی که برمی‌دارند رد قبلی محو می‌شود. به سرعت جلو می‌روند. در عمق صحنه مرد درخشانی را می‌بینیم که از جای خود برمی‌خیزد. تصویر از حالت سه‌بعدی خود خارج می‌شود و به دو بعد تقلیل می‌یابد. مرد به طرف راست تصویر می‌رود، از تصویر خارج می‌شود و لحظه‌ای بعد خط سیاه‌رنگی را به دنبال خود می‌کشاند و به سمت چپ تصویر می‌برد. این رفت و آمد پرشتاب او تا زمانی که تعداد خط‌ها به پنج برسد ادامه دارد.

حالا مرد با یک گرامافون کوچک وارد صحنه می‌شود و آن را روشن می‌کند. پس از شنیدن صدای اولیه‌ی خش خش، صدای موسیقی باران به گوش می‌رسد (استفاده از موسیقی شوپن توصیه‌ی من است). مرد به راه می‌افتد. حرکت دست و پاهای او شبیه رقص است. مرد با حرکات خود به آرامی نت‌های یک موسیقی را روی این خطوط نقش می‌کند. کمی عقب می‌آییم. می‌بینیم که او روی کاغذ نت‌نویسی موسیقی بوده است و از آخرین خط کاغذ بیرون می‌رود. نت‌ها در کنار هم تصویر همان چشمی را می‌سازند که پیش از این دیده‌ایم.

بعد از ظاهر شدن این چشم صدای غرش دوباره‌ی آسمان می‌آید. تصویر مجدداً سه بعدی می‌شود. صفحه‌ی نت شناور است. چشم درون خطوط موسیقی می‌لرزد. با صدای غرش بعدی صفحه آتش می‌گیرد. تنها این چشم برجا می‌ماند که این بار تصویر پشت‌زمینه‌اش یک ابر است. باران می‌بارد و رد پاها را از روی آب و خاک محو می‌کند. تصویر دوباره تاریک می‌شود.

Comments

comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *